الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

361

حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )

روى قله‌هاى كوهها در حالى كه مردان قوى پنجه از آنها پاسدارى مىكردند روزگار مىگذراندند ، اما هيچ راه چاره‌اى آنها را سود نبخشيد ، پس از عزت و شوكت از آن مقام و مراتب پايين كشيده شدند و در گودال قبر نهاده شدند ، چه بد جايگاهى فرود آمدند ، پس از آن كه مدفون شدند ، فريادزننده‌اى آنان را ندا داد : كجايند خانواده‌ها و افسرها و زيورها ؟ ! كجايند آن كسانى كه در ناز و نعمت بودند و پرده‌ها و پشه بندها را مىآويختند . قبر به زبان فصيح دربارهء آنها - موقعى كه آنها گرفتار و بدحالند - مىگويد : بر روى آن چهره‌ها و روى آن بدنها ميدان نبرد كرمهاست . در طول روزگاران خوردند و آشاميدند ، اما پس از مدتى خوردن ، خود خوراك ( مار و مور ) گشتند . متوكل از شنيدن اين اشعار به خود لرزيد ، و حال مستى از سرش پريد ، و زمام اختيار را از دست داد و شروع به گريستن كرد و گريهء شديدى نمود ، و حاضران مجلس از هجوم متوكل بر امام عليه السّلام سخت ناراحت شدند و با خود انديشيدند كه حادثهء ناگوارى ممكن است پيش بيايد و متوكل بخواهد از امام انتقام بگيرد .

--> اى مرد ! به اعتقاد خودت خوب دقت كن ، ببين عقيده‌اى دارى و پيش از آن كه از اين عالم منتقل شوى برحذر باش . زاد و توشهء نيكويى پيش از خود بفرست تا باعث خشنودى تو گردد ، چه هر ساكن منزلى ، دير يا زود ، كوچ خواهد كرد . نگاه كن به آن مردمى كه با ادّعاى زياد شب خوابيدند ، و بامدادان در گرو اعمال خود به زير خاك دفن شدند . كاخها ساختند ولى سودى به حال آنها نداشت و مالها اندوختند اما بهنگام اجل آنها را بىنياز نساخت . نزهة الجليس : 2 / 138 ، مرآة الجنان : 2 / 160 ، تذكرة الخواص : ص 361 ، الاتحاف بحب الاشراف : ص 67 .